X
تبلیغات
ܓܨ ❤❤ اشک زرد ❤❤ ܓܨ - غصه چرا؟

ܓܨ ❤❤ اشک زرد ❤❤ ܓܨ

yellow tear

درباره من
... ولی در دل ندارد عشق ساحل
دلنوشته های گسسته من
* اسماعیل*


❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤



عاشق زردم و این نوشته ها اشکهایی زرد هستند بر گونه ی زندگی
منوی اصلی
تازه ترین مطالب
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهانه
نویسندگان
لینکدونی
پیوندها
طراح قالب
امکانات
 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM


Up Page


Image By Fotos.Blogfa.Com

آسمان را بنگر که بعد صدها شب و روز 


مثل آن روز نخست گرم و آبی و پر از مهر ، به ما می خندد !


یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان ، نه شکست و نه گرفت !


بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید


و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت


تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست


ماه من غصه چـــــرا ؟


تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه خوشبختی توست !


ماه من! دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن


کار آن هایی نیست که خدا را دارند...


ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید


یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست


با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست !


او همانی است که در تارترین لحظه شب راه نورانی امید نشانم می داد...


او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد...


ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی بودن اندوه است...


این همه غصه و غم این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه میوه یک باغند


همه را با هم و با عشق بچیــن...


ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا


و در آن باز کسی می خواند: که خدا هســـت، خدا هســـت


و چــــــرا غصه؟ چـــــرا ؟

Image By Fotos.Blogfa.Com


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 14:38  توسط ❤ اسماعیل ❤  |